پادشاه فصلها
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 18:12
زیباترین روزهای عمرم سپری میشود مث
میخواهمت هنوز
-
تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 18:12
دوستت دارمنه به خاطر آنچه که هستی برای آنچه که در من ساخته ایدوستت دارم نه برای آنچه که از خود ساخته ای برای آنچه که به من داده ایعزیزم، عزیز دلم در من هیچکس تا این اندازه در دوردستها سفر نکرده بود این یک جنون منطقیست که میخواهمت هنوز حسی چو عاشقیست
سکوت....
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:49
حرفهایم را قورت میدهم تا باز با سکوت انس گیرم و تا نهایت خاموشی روم دیگر چه سود وقتی تو حرفهایم را نمیفهمی دیگر بهانه ای برای صحبت ندارم من در سکوت با دلم تو را نشانه میگیرم با تو حرف میزنم اما باز مزاحمام چشمهای خسته ام بیدار میشوند و گونه کویریم را خیس میکنند در میان جمع نشسته ام ..... اما ..........
من و تو
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:49
به من نگاه کن..... فقط به من نگاه کن....... به چشمهای سیاهم که همچون آینه ای شفاف تو در آن نقش بسته ای، به نگاهم که مدام در نگاهت گره میخورد و تو به ناگاه نگاهت را از من می گیری، یک روز به تاریخ بودنمان اضافه شد به تاریخی که کنار هم بودنمان را به من و تو تکرار می کند،گویی میداند که من و تو گرچه از ه...
تپشهای قلبم
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:49
سکوت میکنم..... سکوت میکنم تا وجودت را دریابم تا باور کنم که کنارم هستی.... سکوت فضای بودنت را سرشار از تو میسازد.... تمام تفکر امروزم تویی و تمام اندیشه فردایم..... باورم تویی باورم کن که بی تو انگیزه ای برای زیستن ندارم.... بی تو درگیر تکرار روزها و شبها میشوم..... بی تو بیتاب میشوم ، بی تو تپشهای...
حسرت
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:48
من به چشمان سیاه تو معتادم من به نگاه گرم تو محتاجم من بی تو هیچم و هیچ از من بیشتر من به یاد تو شبها بیدارم من به عشق تو میبالم من به داشتنت مینازم من با تو به اوج به عشق رسیدم من با تو عاشقم با تو زنده ام ارزش قلب عاشقم تویی مرا در حسرت گرفتن دستهایت نذار
کاش این فاصله را برداری....
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:48
من از آن روز دانستم که بی تو زیستن را باید به قلبی که با نفسهای تو میتپد بیاموزم من از آن روز دانستم عشقی بین ما نبود و فقط وابستگی ما را در آغوش گرفته بود من از آن روز دانستم فاصله تا ابد بین ما خواهد ماند من از آن روز دانستم دستهایم در حسرت دستهایت خواهد ماند من از آن روز که تو رفتی دانستم که هیچ ...
بودنت را باور ندارم!!!
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:48
چرا حضورت را باور ندارم؟! شاید آن روز که قلبم بی بهانه برایت میتپید و تو مرا از زندگی پاک میکردی دلم مرد ..... شاید آن روز که قول بودنت را به یقین باور داشتم نمیدانستی حرفهای دلت اینگونه نبود ..... شاید آن روز هر لحظه بی آنکه باشیدر نگاهت خیره بودم و دلم باور کرد که دیگر نیستی و من امشب در این لحظه ...
حرفهای ماسیده...
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:48
مرا در آغوش بگیر ای خوب من دستهایم مدتهاست سرد و بی روح مانده اند مرداب زمانه مرا در خود بلعیده است من بی هیچ دلیل سوی تو می آیم تویی که با هر دلیلی از من میگریزی مرا در آغوش بگیر ای خوب من دستهایم را محکم بگیر سرم را بر شانه هایت میگذارم دلم از زندگی گرفته است حرفهایم بر لبهایم ماسیده اند دلم از دو...
پادشاه فصلها
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:48
زیباترین روزهای عمرم سپری میشود مثل هر فصل زرد و چه زیباست وقتی با چشمهایت آسمان ابری را میبینی و با وجودت پاییز را حس میکنی و چه خوشحالم که دختر پاییزم و تمام مهر و محبت پاییز زادروز من است
خدایا سلام
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:48
روزهای دلمرده و سخت و سرد را به باد سپرده و با آغاز بهار تازه شدم و باز قلبم بر دفتر سفیدم میرقصد تا دوبارهدلنوشته های قلبم زبانه کشد چقدر هوای شهر زیباست و بوی باران تمام فضای اتاقم را در آغوش گرفته است بهار امسال هوای وجودم را بهاری کرده است تا فراموش نکنم محبتهای فراوان تورا خدایا سپاس برای این ه...
میخواهمت هنوز
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:48
دوستت دارمنه به خاطر آنچه که هستی برای آنچه که در من ساخته ایدوستت دارم نه برای آنچه که از خود ساخته ای برای آنچه که به من داده ایعزیزم، عزیز دلم در من هیچکس تا این اندازه در دوردستها سفر نکرده بود این یک جنون منطقیست که میخواهمت هنوز حسی چو عاشقیست که میخواهمت هنوز تا مرز لمس سبز جسم توست تا ابدمثا...